خسی به نام سلیمان

دیکتاتور ، من دشمن تو نیستم ، انکار توام

Friday, July 24, 2009

وحدت یا تفرقه...!

گفتگوى «العربيه نت» با آيت الله تسخيرى درباره مزار قاتل عمربن خطاب

آیه الله تسخیری : ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد

به گزارش خبرنگار شیعه نیوز به نقل از سایت خبری العربیه كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ 20/1/2007 [30 دى ماه 1385] در دوحه پايتخت قطر برگزار شد متن کامل این خبر راکه در سایت خبری العربیه درج شد را( متن اصلی ) به اطلاع میرسانیم

كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ 20/1/2007 [30 دى ماه 1385] در دوحه پايتخت قطر برگزار شدوعلماى بزرگى از شيعه واهل سنت در آن حضور يافتند، موجب مطرح شدن مباحث جنجال آميز بسيارى گرديد. يكى از مهم ترينِ اين مسائل دعوت مقامامت شيعى ايرانى براى از ميان برداشتن بارگاهى در كاشان (از شهرهاى ايران) است كه متعلق به ابولؤلؤ مجوسى قاتل اميرالمؤمنين عمربن الخطاب مى باشد. بنابه گفته برخى اين بارگاه بنايى باشكوه با گنبدى بلند است كه بر قبرى خيالى وموهوم ساخته شده و«مرقد بابا شجاع الدين ابولؤلؤ فيروز» نام دارد وبرخى از مردم در ايامى كه «فرحة الزهرا» خوانده مى شود واز نظر آنان سالگرد قتل اميرالمؤمنين عمر است به زيات آن مى روند.

آيت الله سيد محمد على تسخيرى رياست مجمع تقريب بين مذاهب در تهران كه رياست هيئت ايرانى شركت كننده در اين كنفرانس را بر عهده داشت، مطرح شدن اين موضوع را خنده دار وآن را «سخيف» توصيف كرد.

او در گفتگو با «العربيه نت» گفت: ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد وپيكر او به ايران انتقال نيافت. قبرى كه امروزه در كاشان به او منسوب است صرفاً يك مكان خيالى وغيرمعتبر است وهيچ كس به زيارت آن نمى رود.

اما در عين حال وقتى درباره امكان از بين بردن اين مكان از او سؤال شد گفت: «مطمئن نيستم» وبه بيان اين مطلب بسنده نمود كه شخصاً آن مزار را نديده است وتحقيقاتى در حال انجام است تا فتنه از ريشه بركنده شود. او همچنين اشاره كرد كه بناى مهم يا باشكوهى آن طور كه گفته مى شود، در آن جا وجود ندارد.بلکه فقط يك مزار بى پايه ومتعلق به شخص مجرمى است كه به كيفر خود رسيد و حدّ اسلامى بر وى جارى گرديد.

گفته مى شود يكى ديگر از اعضاى هيئت ايرانى، دكتر محمد على آذرشب، در پاسخ به مطرح كردن موضوع مرقد ابولؤلؤ در همايش دوحه گفته بود: اين مزار فقط از گرايش دينى معينى حكايت مى كند وطرفداران تقريب نمى توانند تخريب آن را خواستار شوند.

موضوعى سخيف وبى ارزش .

آيت الله محمد على تسخيرى خاطرنشان كرد: سخن گفتن از مرقد ابولؤلؤ مجوسى موضوعى فوق العاده سخيف است. قبرى خيالى وجود دارد كه به اين مجرم منسوب است والبته اين يك ادعا وتزوير است وهمان طور كه معروف است او پس از اقامه حد وقتل، در مدينه منوره دفن شد.

وى افزود: جز عده اى كه از نظر فرهنگى تندرو هستند كسى به اين زيارتگاه يا مرقد توجهى نمى كند والبته ما در برابر آنان مسئوليتى نداريم وكسى را در ايران نمى شناسيم كه نسبت به اين موضوع اهتمامى داشته باشد. با اين حال متأسفانه دشمنان «انقلاب اسلامى» وتفرقه افكنان ميان شيعه وسنى به اين موضوع سخيف وبى ارزش دامن مى زنند.

آيت الله تسخيرى نسبت به اين موضوع كه گفته مى شود مكان يادشده مزارى است كه از نظر معمارى جداً باشكوه مى باشد وآب طلا كارى شده است اظهار داشت: «ابدا ...، من واقعاً آن جا را نديده ام. اما چيزهايى كه شنيده ام تأكيد مى كند آن جا مكان باشكوه يا چيزى از اين دست نيست وكسى به زيارت آن نمى رود.

او تكرار كرد: اين صرفاً ادعايى است كه در چارچوب تحريك كردن ديگران عليه جمهورى اسلامى مى گنجد ودر حقيقت ساختن دشمنى خيالى از ايران براى جهان اسلام وبخشى از يك توطئه بزرگ تر است كه براى پوشاندن دشمن حقيقى يعنى آمريكا وصهيونيسم ابراز مى شود.

ابو لؤلؤ مجرمى بى ارزش است..

تسخيرى با تأكيد بر اين كه ابولؤلؤ مجرم وقاتلى بى ارزش است گفت: من چيز زيادى درباره او نشنيده ام واصلاً تأييد نمى كنم كه مزارى دارد وديگران به زيارت آن مى روند. از اين رو نه خود او، ونه مكانى كه به وى منتسب است هيچ ارزشى ندارد.

در اين هنگام «العربيه نت» درباره گفته دوست وى، دكتر محمد على آذرشب، در همين كنفرانس از ايشان سؤال كرد كه گفته بود از بين بردن اين «مزار» دشوار است؛ زيرا نماينده گرايش دينى ويژه اى در ايران است وطرفداران تقريب حق ندارند خواستار از ميان برداشتن آن شوند.

وى در پاسخ اظهار داشت: طى جلسات همايش چنين چيزى از ايشان نشنيدم ولى در كل اين موضوعى سخيف وبى معنى است ومطالبه چنين چيزى لازم نيست واصلاً طرح آن معنى ندارد. او درباره امكان از ميان برداشتن اين مزار گفت: والله نمى دانم... به هرحال ما تحقيق خواهيم كرد كه اصلاً چنين مزارى به اين شكل وجود دارد يا نه... وقضيه را تا ريشه كن كردن كامل فتنه پيگيرى خواهيم كرد. ولى توصيه مى كنم به اين موضوع بى اهميت مطلقاً اعتنا نشود زيرا چيزى جداً سخيف وناچيز است.

تندروهاى شيعه وسنى

به او گفتم: بنابراين شما از اين بابت مطمئن نيستيد كه ابولؤلؤ در شهر كاشان مزارى داشته باشد؟ تسخيرى پاسخ داد: من تاكنون آن را نديده ام واز اين بابت مطمئن نيستم ولى ما قضيه را پيگيرى خواهيم كرد. راستش را بخواهيد درست همانند اهل سنت، در ميان شيعيان نيز افراد تندرويى هستند ودر هر دوسو افراد نادان وجود دارند وبر عقلاى هردو گروه است كه نادانانِ خود را ادب كنند.

از آيت الله تسخيرى پرسيدم: آيا براى نخستين بار در كنفرانس دوحه از وجود چنين مزارى باخبر شديد وپيش از آن چيزى نشنيده بوديد؟... گفت: نه... در اين باره قبلاً خبرهايى شنيده بودم ولى اهميت نمى دادم زيرا همان طور كه قبلاً گفتم هيچ ارزشى در آن نمى بينم.

مسئوليت اين كتاب ها را برعهده نمى گيريم

درباره اتهام شيخ يوسف قرضاوى در كنفرانس دوحه مبنى بر نشر وتبليغ تشيّع در بلاد سنى نشين توسط ايران وپاسخ وى به اين اتهام ـ به ويژه اين كه طرف مقابل از بزرگان دعوت به تقريب ميان شيعه واهل سنت است ـ سؤال كردم. تسخيرى پاسخ داد: از گفته شيخ قرضاوى واين كه تصور مى كند نوعى فعاليتِ تبشيرىِ سازماندهى شده در خارج وجود دارد، سخت شگفت زده شدم.

وى افزود: ما در ايران در قبال كتاب هاى فراوانى كه گوشه وكنار كشور نشر مى يابد مسئوليتى نداريم ودرست نيست كسى شيعيان يا مسئولان جمهورى اسلامى را در اين خصوص مسئول بداند. همان طور كه ما درخصوص كتاب هاى توهين آميزى كه شيعه را مجوس، روافض، نو قرمطيان، وصفوى مى خواند اهل سنت را مسئول نمى دانيم. اصولاً نمى توانيم كسى را از نوشتن كتابى كه مسئولان كشورش آن را مجاز مى دانند منع كنيم. ما حق نداريم آزادى انديشه وبيان را محدود كنيم ولى با كتاب هايى كه به مقدسات طرف مقابل اهانت مى كند مخالفيم.

متوقف كردن فعاليت هاى تبليغى وتبشيرى

پرسيدم: آيا با قرضاوى موافق هستيد كه گفته بود هيچ كس حق ندارد در كشورى كه يك مذهب، نفوذ كامل دارد مذهب خود را تبليغ كند؟ در پاسخ گفت: بنده به اين مطلب ايمان دارم كه بايد هرگونه فعاليت تبشيرى وسوء استفاده از اين مطلب متوقف شود ولى در عين حال ايمان دارم كه نمى توانيم از انسانى بخواهيم ديدگاه خود را ابراز نكند ودر اثبات آن اقامه دليل ننمايد. چنين كارى مخالف حقوق بشر وحقوقى است كه اسلام براى آدمى قائل شده است. از اين رو اشكالى در اين مسأله نمى بينم كه نويسنده اى سنى اقدام به نشر انديشه هاى خود در ايران كند. مهم آن است كه به مقدسات ديگران توهين نشود واز فتنه گرى پرهيز شود.

پرسيدم: آيا به نظر شما كتب شيعه كه در گذشته تأليف شده ونگاهى منفى به صحابه دارد مربوط به گذشته مى باشد وامروزه فاقد اعتبار لازم در محيط هاى شيعى است؟

پاسخ داد: بله، همين طور است. البته انكار نمى كنم انسان هاى تندرو واحمقى كه به ديگران حمله واهانت مى كنند نيز وجود دارند. ولى فضاى كلى فضاى احترام است.

وى درباره بحرانى كه در نمايشگاه كتاب خرطوم ايجاد شد گفت: ناشران رسمى وغيررسمى بسيارى، از جمله خود ما از ايران در اين نمايشگاه شركت كردند ولى به نظر مى رسد سه كتاب مربوط به ناشرى غيردولتى در نمايشگاه بود كه ظاهراً اشاره اى تلويحى ـ ونه تصريحى ـ در زمينه نقد صحابه داشتند. در واقع معتقديم كه اين مسأله بيشتر سياسى است تا فكرى، و عدّه اى در سودان قصد تخريب چهره تشيّع را داشتند ومى خواستند شيعه را به عنوان دشمن موهوم براى اهل سنت قلمداد كنند.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home

مير حسين موسوي مير حسين موسوي
website hit counter login