كروبي خطاب به مسوولان در جمع حاميان انتخاباتي: با مردم صادقانه حرف بزنيد
اعتمادملي – زهره آشتياني: «ما هنوز زندهايم و بيمهريها در روحيه ما اثري ندارد.» اين بخشي از آنچه است که ظهر يکشنبه در خيابان جماران از زبان مهدي كروبي بيان شد.کتابخانه جماران يكشنبه ميزبان کساني بود که در انتخابات از مهدي كروبي حمايت كرده بودند قرار بود مراسم تجليل از حاميان كروبي در سفرهخانهاي سنتي برگزار شود اما آنها از حضور در اين سفرهخانه منع شدند چرا که اين روزها حتي دستخط رئيس سابق مجلس نيز فرمانداري و اداره اماکن را به صدور مجوز براي برگزاري مراسمي قانوني مجاب نميکند. پس چنين بود که امام جماراني کتابخانهاش را به يار قديمي امام سپرد تا به تقدير از حاميان انتخاباتياش بپردازد. البته تقدير كروبي فقط از «حاميان غير» حزبياش بود و چنين بود چهرههايي مانند دکتر جوادطباطبايي، بابک احمدي، عباس عبدي، عمادالدين باقي، تقي رحماني علي معلم، بهروز افخمي، ضياء دري، عبدالحسين مختاباد، محمدرضا عباسي فرد، درچهاي، مرتضي الويري، ناصر قوامي و دكتر کاشاني از دراويش گنابادي حضور داشتند. البته خانواده برخي از بازداشت شدگان اخير چون خانواده محمدعلي ابطحي، مادر هنگامه شهيدي و همسر محمد قوچاني نيز آمده بودند. برخي از اعضاي شوراي مرکزي حزب اعتمادملي و حاميان حزبي کروبي هم ميهمان اين مراسم شده بودند. اما مهدي کروبي هم تقدير کرد، هم انتقاد داشت، هم تاسف خورد و البته هشدارهايي هم داشت. تقدير وي از تلاشهاي حاميانش بود که به گفته وي اتفاقات تلخ پس از انتخابات تلاشهايشان را بيثمر گذاشت. انتقادش که حالتي اعتراضگونه داشت به برخوردها با مردم در پي اعتراضات آرام آنها به نتيجه انتخاباتي بود که هرگز از سوي اکثريت مردم پذيرفته نشده است... اما کروبي براي چه متاسف بود. تاسف او از حرفهاي خلاف واقعي بود که اين روزها از سوي برخي به مردم گفته ميشود. او تاسف خورد از اينکه برخي مسوولان حتي در برابر عملي که مقابل چشم مردم صورت گرفته است خلاف واقعيت را ميگويند و در همين راستا به مسوولان هشدار داد تا اعتماد مردم را که سرمايهاي براي نظام است از دست ندهند. او گفت: «به دنبال انتخاباتي که برگزار شد متاسفانه حوادثي روي داد که البته گزارشهاي آن در رسانههاي داخلي و خارجي منعکس شد، حوادثي که براي ما تازگي دارد و بسيار عجيب و غريب و غيرمنتظره بود. پس از انتخابات، مردم درخواستي قانوني داشتند و تنها خواستهشان اين بود که ميگفتند «راي ما چه شده است» مردم بسيار آرام، ساکت و منطقي راهپيمايي ميليوني برگزار کردند و چنين حرکتي نشان دهنده اين بود که همان حضور گسترده و 40 ميليوني که مدام بر آن تاکيد ميشود در انتخابات واقعيت دارد ولي متاسفانه مانع اين حرکت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بوديد که چه غوغايي در تهران و شهرستانها برپا شد اما پس از روي دادن اين حوادث، اتفاق شگفتانگيز و غيرمنتظرهاي روي داد، آن هم اينکه همين افرادي كه با مردم برخورد كردند اينک ميگويند ما مردم را نزديم و افراد ديگر اين کار را انجام دادند و اين ديگر داستان عجيبي دارد.» وي با تاکيد بر اينکه اينک در عصر ارتباطات زندگي ميکنيم، تصريح کرد: «مردم خود شاهد آن بودند که لباس شخصيها چگونه با مردم برخورد ميکردند و حتي زنان را به داخل جويها پرتاب ميکردند که البته با توجه به اينکه در عصر ارتباطات هستيم اين اتفاقات در تمام دنيا منعکس شد که بايد گفت متاسفانه آبروي امام(ره) که بنيانگذار جمهورياسلامي بود و نظام اسلامي ايران را مخدوش کرد.»
کروبي خطاب به عاملان چنين حوادثي گفت: «آيا کساني که اين کارها را انجام ميدهند نميدانند که در کجا زندگي ميکنند، يا اينکه فراموش کردهاند اينک عصر ارتباطات است.»
مهدي کروبي سپس براي تبيين شرايطي که اينک در آن به سر ميبريم به شرح اتفاقي که روز جمعه در حاشيه نماز جمعه روي داد پرداخت و افزود: «روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتمادملي رفتم و سپس از آنجا با ماشين به سمت نماز جمعه حرکت کردم، وقتي جمعيت مرا ديدند به سمت من آمدند و من از ماشين پياده شده و به سمت دانشگاه حرکت کردم در همين حال مردم نيز پشت سر من حرکت ميکردند. وقتي جلوتر رفتيم مشاهده کردم که يک طرف موتور سواراني با اسلحه ايستادهاند و گاز اشکآور نيز در فضا پيچيده است در همان حال به من علامت ميدادند که جلوتر نروم و من هم احتمال ميدادم که اگر جلوتر بروم درگيري رخ ميدهد مانند اتفاقي که در مسجد قبا در سالگرد شهيد بهشتي روي داد و بنابراين به مردم علامت دادم که بروند و خودم هم با علامت نشان دادم که ميخواهم براي اداي نماز جمعه بروم. بنابراين ماشيني آوردند تا به سمت دانشگاه بروم، من نيز بهرغم آنکه هميشه با ماشين وارد دانشگاه ميشدم وقتي مقابل دانشگاه رسيدم، پياده شدم در آنجا ديگر کسي نبود جز نيروهاي منتسب به خودشان به محض آنکه من از ماشين پياده شدم شروع کردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه و من با توجه به سوابقم از اين شعاري که داده ميشد تعجب کردم و سپس شروع به فحاشي کردند. در آن زمان مردم آنجا نبودند ولي همه مشاهده کرديد که عکسهاي مختلفي از اين صحنه که به سمت من حمله کردند و عمامهام را انداختهاند، منتشر شده است. پس چگونه اينها ميخواهند برخوردهايي که با مردم صورت گرفته را کتمان کنند يا به گردن ديگري بيندازند. چرا که همه اين اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است.»
وي تاکيد کرد: «آنقدر به مردم حرفهاي نادرست و خلاف واقعي گفته شده است که هر شايعهاي را مردم باور ميکنند و اين براي من يادآور دوران مبارزهام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است. در دوران رژيم شاه وقتي که مردم را ميکشتند اين حرفها را ديگر نميزدند اما وقتي در موارد استثنايي دروغهايي گفته ميشد مورد استهزا قرار ميگرفتند. مانند ماجرايي که درباره حمله به مدرسه فيضيه روي داد. وقتي که به مدرسه فيضيه حمله شد گفتند که کشاورزان وراميني اين کار را انجام دادند که پس از چند روز کشاورزان ورامين نامهاي به امام نوشتند و گفتند هر وقت شما بگوييد با کفن به تهران ميآييم که البته پس از بازداشت امام، کشاورزان ورامين با کفن به تهران آمدند و جلوي آنها را در باقرآباد گرفتند و عدهاي هم بازداشت شدند که ما در زندان آنها را ديديم.» وي افزود: «وقتي چنين حرفهاي خلاف واقعي گفته ميشود پس از روشن شدن واقعيت باعث رسوايي ميشود. اينکه به دنبال روي دادن حادثهاي بگوييم ما نبوديم و جمعي ديگر مردم را زدند نتيجهاش اين ميشود که به شايعات دامن زده ميشود. چرا که وقتي واقعيتي که ملموس است منکر ميشوند باعث ميشود که شايعات شکل گيرد.» وي به ذکر مثال ديگري از دوران قبل از پيروزي انقلاباسلامي پرداخت و گفت: «در زماني که ماجراي حمله به مدرسه فيضيه در قم رخ داد، ميگفتند که بسياري از روحانيون را به درياچه نمک انداختهاند يا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته ميشد که نزديک به 15 هزار نفر به شهادت رسيدهاند. اين دروغها در مواردي گفته ميشد و اصل ماجرا را تکذيب ميکردند و موجب ميشد که اين شايعات در ذهن مردم پذيرفته شود. اکنون نيز به نظر ميرسد که همان ماجراها در حال تکرار شدن است و اينقدر به مردم حرفهاي نادرست گفته ميشود که ديگر نميتوان هيچ حرفي را باور کرد. مردم نيز شايعات را باور ميکنند و هر آماري را ارائه شود ميپذيرند، وي افزود: «در حاشيه حوادث خرداد شايعهاي شکل گرفت درباره آمارهايي که از تعداد آسيبديدگان ارائه شد. ما هم نميدانيم که اين آمارها تا چه اندازه درست يا نادرست است. ولي مردم خود شاهد اتفاقاتي که روي داد، بودند و وقتي که اين واقعيتها انکار ميشود نهتنها خدمتي به نظام جمهورياسلامي نميشود بلکه اين ظلم به مردم است. مردم خود شاهد آن بودند که آنها را با باتوم ميزدند و چگونه سوار ماشينها ميکردند اين مسائل را ديگر نميتوان کتمان کرد.»
کروبي بزرگترين سرمايه انقلاباسلامي را اعتماد مردم به آن دانست و گفت: «به عنوان نيروهاي قديمي و اوليه انقلاب که از سال 41 تا به حال حضور داشتيم همواره شاهد آن بوديم که بزرگترين سرمايه انقلاب اعتماد مردم به اين حرکت است، حرکتي که برخاسته از صداقت و راستي بود. حضرت امام(ره) هيچ وقت با مردم ملاحظهکاري نداشت و مصلحت انديشي نميکرد. من به ياد دارم که در دوران دفاع مقدس هر يک از مسوولان تحليلهاي متفاوتي داشتند ولي امام صادقانه با مردم سخن گفت. امام(ره) صادقانه گفت من جام زهر را مينوشم و روزي که آتشبس را پذيرفت، گفت تا يک هفته قبل از اينکه آتشبس را بپذيريم ميگفتم که بايد دفاع ادامه يابد ولي امروز جام زهر را مينوشم و آتشبس را ميپذيريم.
کروبي خطاب به عاملان چنين حوادثي گفت: «آيا کساني که اين کارها را انجام ميدهند نميدانند که در کجا زندگي ميکنند، يا اينکه فراموش کردهاند اينک عصر ارتباطات است.»
مهدي کروبي سپس براي تبيين شرايطي که اينک در آن به سر ميبريم به شرح اتفاقي که روز جمعه در حاشيه نماز جمعه روي داد پرداخت و افزود: «روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتمادملي رفتم و سپس از آنجا با ماشين به سمت نماز جمعه حرکت کردم، وقتي جمعيت مرا ديدند به سمت من آمدند و من از ماشين پياده شده و به سمت دانشگاه حرکت کردم در همين حال مردم نيز پشت سر من حرکت ميکردند. وقتي جلوتر رفتيم مشاهده کردم که يک طرف موتور سواراني با اسلحه ايستادهاند و گاز اشکآور نيز در فضا پيچيده است در همان حال به من علامت ميدادند که جلوتر نروم و من هم احتمال ميدادم که اگر جلوتر بروم درگيري رخ ميدهد مانند اتفاقي که در مسجد قبا در سالگرد شهيد بهشتي روي داد و بنابراين به مردم علامت دادم که بروند و خودم هم با علامت نشان دادم که ميخواهم براي اداي نماز جمعه بروم. بنابراين ماشيني آوردند تا به سمت دانشگاه بروم، من نيز بهرغم آنکه هميشه با ماشين وارد دانشگاه ميشدم وقتي مقابل دانشگاه رسيدم، پياده شدم در آنجا ديگر کسي نبود جز نيروهاي منتسب به خودشان به محض آنکه من از ماشين پياده شدم شروع کردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه و من با توجه به سوابقم از اين شعاري که داده ميشد تعجب کردم و سپس شروع به فحاشي کردند. در آن زمان مردم آنجا نبودند ولي همه مشاهده کرديد که عکسهاي مختلفي از اين صحنه که به سمت من حمله کردند و عمامهام را انداختهاند، منتشر شده است. پس چگونه اينها ميخواهند برخوردهايي که با مردم صورت گرفته را کتمان کنند يا به گردن ديگري بيندازند. چرا که همه اين اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است.»
وي تاکيد کرد: «آنقدر به مردم حرفهاي نادرست و خلاف واقعي گفته شده است که هر شايعهاي را مردم باور ميکنند و اين براي من يادآور دوران مبارزهام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است. در دوران رژيم شاه وقتي که مردم را ميکشتند اين حرفها را ديگر نميزدند اما وقتي در موارد استثنايي دروغهايي گفته ميشد مورد استهزا قرار ميگرفتند. مانند ماجرايي که درباره حمله به مدرسه فيضيه روي داد. وقتي که به مدرسه فيضيه حمله شد گفتند که کشاورزان وراميني اين کار را انجام دادند که پس از چند روز کشاورزان ورامين نامهاي به امام نوشتند و گفتند هر وقت شما بگوييد با کفن به تهران ميآييم که البته پس از بازداشت امام، کشاورزان ورامين با کفن به تهران آمدند و جلوي آنها را در باقرآباد گرفتند و عدهاي هم بازداشت شدند که ما در زندان آنها را ديديم.» وي افزود: «وقتي چنين حرفهاي خلاف واقعي گفته ميشود پس از روشن شدن واقعيت باعث رسوايي ميشود. اينکه به دنبال روي دادن حادثهاي بگوييم ما نبوديم و جمعي ديگر مردم را زدند نتيجهاش اين ميشود که به شايعات دامن زده ميشود. چرا که وقتي واقعيتي که ملموس است منکر ميشوند باعث ميشود که شايعات شکل گيرد.» وي به ذکر مثال ديگري از دوران قبل از پيروزي انقلاباسلامي پرداخت و گفت: «در زماني که ماجراي حمله به مدرسه فيضيه در قم رخ داد، ميگفتند که بسياري از روحانيون را به درياچه نمک انداختهاند يا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته ميشد که نزديک به 15 هزار نفر به شهادت رسيدهاند. اين دروغها در مواردي گفته ميشد و اصل ماجرا را تکذيب ميکردند و موجب ميشد که اين شايعات در ذهن مردم پذيرفته شود. اکنون نيز به نظر ميرسد که همان ماجراها در حال تکرار شدن است و اينقدر به مردم حرفهاي نادرست گفته ميشود که ديگر نميتوان هيچ حرفي را باور کرد. مردم نيز شايعات را باور ميکنند و هر آماري را ارائه شود ميپذيرند، وي افزود: «در حاشيه حوادث خرداد شايعهاي شکل گرفت درباره آمارهايي که از تعداد آسيبديدگان ارائه شد. ما هم نميدانيم که اين آمارها تا چه اندازه درست يا نادرست است. ولي مردم خود شاهد اتفاقاتي که روي داد، بودند و وقتي که اين واقعيتها انکار ميشود نهتنها خدمتي به نظام جمهورياسلامي نميشود بلکه اين ظلم به مردم است. مردم خود شاهد آن بودند که آنها را با باتوم ميزدند و چگونه سوار ماشينها ميکردند اين مسائل را ديگر نميتوان کتمان کرد.»
کروبي بزرگترين سرمايه انقلاباسلامي را اعتماد مردم به آن دانست و گفت: «به عنوان نيروهاي قديمي و اوليه انقلاب که از سال 41 تا به حال حضور داشتيم همواره شاهد آن بوديم که بزرگترين سرمايه انقلاب اعتماد مردم به اين حرکت است، حرکتي که برخاسته از صداقت و راستي بود. حضرت امام(ره) هيچ وقت با مردم ملاحظهکاري نداشت و مصلحت انديشي نميکرد. من به ياد دارم که در دوران دفاع مقدس هر يک از مسوولان تحليلهاي متفاوتي داشتند ولي امام صادقانه با مردم سخن گفت. امام(ره) صادقانه گفت من جام زهر را مينوشم و روزي که آتشبس را پذيرفت، گفت تا يک هفته قبل از اينکه آتشبس را بپذيريم ميگفتم که بايد دفاع ادامه يابد ولي امروز جام زهر را مينوشم و آتشبس را ميپذيريم.


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home