اشك شوق و حسرت
خيلي زود راه افتاديم ولي بهعلت كثرت جمعيت در بلوار كشاورز متوقف شديم و همانجا در صف ايستاديم و منتظر شروع خطبههاي نماز جمعه مانديم. باور كنيد از اينكه ازدحام جمعيت مانع از حضور در جايگاه و زمين چمن دانشگاه و استفاده از سايبان در آن هواي گرم شد ناراحت نشدم- چون همه چيز را با عينك خوشبيني نگاه ميكردم و ميدانستم همه و حتي معترضان و ناراضيان، ايرانياني هستند كه نظام را دوست دارند و در انتخابات آن شركت كردهاند و به كشورشان عشق ميروزند- همه مسلماناني هستند كه به ميعادگاه جمعه و جماعت و نماز روي آوردهاند و به آن دل سپرده و به آن اميد بستهاند آن هم نمازي به امامت و جلوداري چهره سرشناس عرصههاي سخت انقلاب و جنگ و ديگر شدايد يار باوفاي ديروز امام و ارشد مشاوران رسمي و مصلحتشناسان امروز رهبري و رياست مجلس بنيادي و باعظمت خبرگان. در مواجهه با صحنههاي گوناگون و دريايي خروشان مردان و زناني كه در آن هواي گرم و طاقتفرسا از سر نياز به نماز آمده بودند. بارها و بارها اشك ريختم اشكي كه گاه از سرشوق و گاه غصه و حسرت. تا آنجا كه به دوست كنار دستيم كه پرسيد شما حالتان خوب است؟ بغض در گلو خنديدم و گفتم آب و روغنم قاطي شده، و به همين دليل بر آن شدم كه بعضي از صحنههاي افتخارآفرين و غرورآميز و متاسفانه چندگوشه دردآور و سخت هم از آن محشر عظيم را يادآوري كنم.
1- من آن روز در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن سيل خروشاني را ميديدم كه همه ايراني هستند- همه مسلمان هستند- همه به نماز آمده بودند و همه براي شنيدن بيانات يك روحاني از تبار خط امام و رهبري و اقامه نماز با او آمدهاند و اين تفسيري زيبا داشت كه بعد از 30 سال فراز و فرود و تلخ و شيرين هنوز هم در شدايد روحانيت نقطه اتكا مردم است. آن هم روحانيتي از جنس خط امام (ره).
2- آن روز حضور جناح و جريان و چپ و راست رنگ باخته بود و همه چيز مردمي بود آن هم مردمي كه با پاي خود آمده بودند نه دعوتي نه تشويقي نه پاداشي و نه...
و در مواردي حضور آسان هم نبود.
3- خطبههاي دلنشين و آرامبخش خطيب جمعه كه نقش يك پدر روحاني و دلسوز را به نمايش گذاشت. توجه داشته باشيم او در چه شرايط سختي صحبت ميكرد تا آنجا كه اگر بگويم آن روز چشم و گوش عالم متوجه نماز ما و خطبههاي آن بود سخني گزافه نخواهد بود.
آن روز داخل و خارج و افكار مختلف از موافق و مخالف در انتظار خطبههاي سنجيده و راهگشاي هاشميرفسنجاني بودند. الحق او بايد در معركه سختي شمشير ميزد، از طرفي پوست و گوشت و استخوانش به اسلام، انقلاب، ايران و مردم عجين است و نميتواند از تريبون نماز جمعه در نقش اپوزيسيون ظاهر شده و در برابر نظام و مردم بايستد و از ديگر سو جمعيت زيادي در داخل و خارج بحق يا ناحق مسالهدار شدهاند و در اثر ترديد دچار بياعتمادي نسبت به بخشهايي از مجريان و ناظران و نه ميتوانست و نه ميخواست كه يكسويه از تمام رفتار انجام شده و نتيجه انتخابات دفاع كند و من بخش افتخارات را با اين جمله به پايان ميبرم، الحق او مرد عبور از بحران است، اما در بخش غصه و حسرت.
1- از اينكه ميديديم نماز جمعه و يكي از اصليترين نقطه اتكاهاي نظام اسلامي و مردم در محاصره نيروهاي نظامي و انتظامي و با انواع و اقسام آلات و ابزار دفاعي و تهاجمي برگزار ميشود سخت اندوهگين شدم.
2- از اينكه ميديدم ضدانقلاب و مخالفان اسلام و دشمنان خارجي ممكن است در اين نقطه اتكا نظام براي روزهاي سخت و سرمايه عظيمي كه بايد عامل وحدت و يكپارچگي مردم باشد و حتي افرادي كه اهل نماز و عبادت نيستند اعتبار و قداست آن را درك مينمايند طمع نمايند و روزي در مقام تضعيف و تخريب و تعطيل اين سنگر برآيند بيتاب ميشدم.
3- و سرانجام همه ديديم نمازي كه بايد مايه آرامش افراد و جامعه باشد و جماعتي كه بايد براي تحكيم وحدت قلوب و دلها باشد و نماز جمعهاي كه بايد در آن تقوا تقويت شود و مردم به سوي خدا دعوت شوند و از آنچه در هفته گذشته بر آنان گذشته آگاه گردند و امهات و مهام مسائل اجتماعي پيش روي آنان بحث شود و براي آن چارهسازي گردد قداست اين نماز نه بهوسيله ضدانقلاب و نه به وسيله اجانب و بيگانگان و نه در خيابانهاي دور و اطراف دانشگاه كه در چندقدمي محراب و آنجا كه مردم عادي حضور ندارند و گفته ميشود محل استقرار افراد صددرصد خودي و شناخته شده ميباشد شكسته ميشود و به يكي از سرشناسترين چهرههاي روحاني خط امام كه از اولين لحظات نهضت اسلامي به رهبري امام امت حضور فعال و معتقدانه و موثر داشته اساعه ادب و اهانت ميشود در حاليكه كروبي داراي كارنامه حضوري در حدود نيم قرن است كه گوشه زندگي مردانه و شرافتمندانه و اسلامي و مردميش در مرئي و منظر امام و رهبري و امت اسلامي بوده.
بر كروبي زجر ديده و زنداني كشيده و تبعيدي سالهاي سخت قبل از انقلاب و او كه براي اسلام و راه امام قبل از پيروزي انقلاب سيلي و كتك خورده اينگونه تعرضها سخت و غيرقابل تحمل نيست ولي افقي كه براي آينده در پيشرو ترسيم ميشود و اين شروع نامبارك اگر ريشهيابي و مهار نشود كار را بهجايي ميرساند كه سنگ روي سنگ بند نشود كه گفتهاند چو پردهدار به شمشير ميزند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند.
محمدرضا عباسيفرد
1- من آن روز در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن سيل خروشاني را ميديدم كه همه ايراني هستند- همه مسلمان هستند- همه به نماز آمده بودند و همه براي شنيدن بيانات يك روحاني از تبار خط امام و رهبري و اقامه نماز با او آمدهاند و اين تفسيري زيبا داشت كه بعد از 30 سال فراز و فرود و تلخ و شيرين هنوز هم در شدايد روحانيت نقطه اتكا مردم است. آن هم روحانيتي از جنس خط امام (ره).
2- آن روز حضور جناح و جريان و چپ و راست رنگ باخته بود و همه چيز مردمي بود آن هم مردمي كه با پاي خود آمده بودند نه دعوتي نه تشويقي نه پاداشي و نه...
و در مواردي حضور آسان هم نبود.
3- خطبههاي دلنشين و آرامبخش خطيب جمعه كه نقش يك پدر روحاني و دلسوز را به نمايش گذاشت. توجه داشته باشيم او در چه شرايط سختي صحبت ميكرد تا آنجا كه اگر بگويم آن روز چشم و گوش عالم متوجه نماز ما و خطبههاي آن بود سخني گزافه نخواهد بود.
آن روز داخل و خارج و افكار مختلف از موافق و مخالف در انتظار خطبههاي سنجيده و راهگشاي هاشميرفسنجاني بودند. الحق او بايد در معركه سختي شمشير ميزد، از طرفي پوست و گوشت و استخوانش به اسلام، انقلاب، ايران و مردم عجين است و نميتواند از تريبون نماز جمعه در نقش اپوزيسيون ظاهر شده و در برابر نظام و مردم بايستد و از ديگر سو جمعيت زيادي در داخل و خارج بحق يا ناحق مسالهدار شدهاند و در اثر ترديد دچار بياعتمادي نسبت به بخشهايي از مجريان و ناظران و نه ميتوانست و نه ميخواست كه يكسويه از تمام رفتار انجام شده و نتيجه انتخابات دفاع كند و من بخش افتخارات را با اين جمله به پايان ميبرم، الحق او مرد عبور از بحران است، اما در بخش غصه و حسرت.
1- از اينكه ميديديم نماز جمعه و يكي از اصليترين نقطه اتكاهاي نظام اسلامي و مردم در محاصره نيروهاي نظامي و انتظامي و با انواع و اقسام آلات و ابزار دفاعي و تهاجمي برگزار ميشود سخت اندوهگين شدم.
2- از اينكه ميديدم ضدانقلاب و مخالفان اسلام و دشمنان خارجي ممكن است در اين نقطه اتكا نظام براي روزهاي سخت و سرمايه عظيمي كه بايد عامل وحدت و يكپارچگي مردم باشد و حتي افرادي كه اهل نماز و عبادت نيستند اعتبار و قداست آن را درك مينمايند طمع نمايند و روزي در مقام تضعيف و تخريب و تعطيل اين سنگر برآيند بيتاب ميشدم.
3- و سرانجام همه ديديم نمازي كه بايد مايه آرامش افراد و جامعه باشد و جماعتي كه بايد براي تحكيم وحدت قلوب و دلها باشد و نماز جمعهاي كه بايد در آن تقوا تقويت شود و مردم به سوي خدا دعوت شوند و از آنچه در هفته گذشته بر آنان گذشته آگاه گردند و امهات و مهام مسائل اجتماعي پيش روي آنان بحث شود و براي آن چارهسازي گردد قداست اين نماز نه بهوسيله ضدانقلاب و نه به وسيله اجانب و بيگانگان و نه در خيابانهاي دور و اطراف دانشگاه كه در چندقدمي محراب و آنجا كه مردم عادي حضور ندارند و گفته ميشود محل استقرار افراد صددرصد خودي و شناخته شده ميباشد شكسته ميشود و به يكي از سرشناسترين چهرههاي روحاني خط امام كه از اولين لحظات نهضت اسلامي به رهبري امام امت حضور فعال و معتقدانه و موثر داشته اساعه ادب و اهانت ميشود در حاليكه كروبي داراي كارنامه حضوري در حدود نيم قرن است كه گوشه زندگي مردانه و شرافتمندانه و اسلامي و مردميش در مرئي و منظر امام و رهبري و امت اسلامي بوده.
بر كروبي زجر ديده و زنداني كشيده و تبعيدي سالهاي سخت قبل از انقلاب و او كه براي اسلام و راه امام قبل از پيروزي انقلاب سيلي و كتك خورده اينگونه تعرضها سخت و غيرقابل تحمل نيست ولي افقي كه براي آينده در پيشرو ترسيم ميشود و اين شروع نامبارك اگر ريشهيابي و مهار نشود كار را بهجايي ميرساند كه سنگ روي سنگ بند نشود كه گفتهاند چو پردهدار به شمشير ميزند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند.
محمدرضا عباسيفرد


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home