آقای ضرغامی! بازهم تجدید شدی لطفا شهریور!
آینده، سرویس فرهنگی اجتماعی: برگزاری نمازجمعه جالب و پرشور در تهران، فصل تازه ای از حضور عامه مردم در مراسم های عمومی و اجتماعی کشور اسلامیمان بود و این حضور، بی شک یک حادثه مهم در قدرت گرفتن پایه های مردم سالاری در کشورمان است.
اما به رغم این حضور گسترده، به نظر می رسد بین کسانی که پس از نمازجمعه با باتوم و گاز اشک آور نمازگزاران را بدرقه کردند و متولیان پشت پرده خبری در صداوسیما، هیچ فاصله ای نیست.
سانسور شدید تصویری این رویداد در حالی بود که شبکه های بین المللی صداوسیما بازهم در سیاست نرمتری با استقرار واحدهای ارسال ماهواره ای در نقاط مختلف اطراف دانشگاه تهران، به ارایه گزارش های زنده می پرداختند.
اما شبکه های داخلی با سکوت جالبی سعی در عادی جلوه دادن نمازجمعه ای داشتند که شرکت کنندگان آن به خاطر بی تفاوتی نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی و ترافیک بی سر و سامان اطراف دانشگاه، تا حدود ساعت 17 در گرما و خیابان های بسته گرفتار بودند!
سکوت بخش خبری ساعت 19 جمعه که از سردرگمی تصمیم گیرندگان خبری صداوسیما در مورد نحوه پوشش اخبار نمازجمعه نشات گرفته بود، تنها با بیان یک جمله 25 ثانیه ای از امام جمعه، آن هم به عنوان خبر سوم تکمیل شد و این جمله تا پایان روز جمعه تکرار شد و حتی یک کلمه به آن اضافه نشد.
ولی پس از این بخش خبری، دوباره مردم تبدیل به عده ای خاص شدند و تصاویر مبهم و نامشخصی به بهانه متهم کردن برخی دیگر از مردم به خشونت در این مراسم، ضمیمه آن خبر شد.
علاقه وافر متولیان خبری صداوسیما در اتهام زدن به عامه مردم پس از انتخابات، از نکات جالبی است که هنوز مورد علاقه شدید آنهاست و شاید به همین خاطر بود که حاضران در نمازجمعه میلیونی، شعارهای ضد صداوسیما را با صدایی بسیار رساتر فریاد می زدند.
شبکه های مختلف تلویزیون، پیش از انتخابات ها با تهییج فراوان و ایجاد شور ملی که با نشان دادن تصاویر خانم ها و دختران شل حجاب همراه می شود، سعی در همراه کردن مردم با یک رویداد دارند. در روز واقعه مردم می شوند حماسه سازان و جالب است پس از حماسه سازی، صداوسیما خود خاکریز نخست اتهام زنی به همان مردم حماسه ساز می شود.
ماجرای پخش مراسم شادی و خوشحالی پیروزی یک کاندیدا به صورت زنده از شبکه خبر و البته وارونه جلوه دادن حوادث دو هفته پس از انتخابات توسط بخش های خبری این رسانه، واکنش های مختلفی داشت.
اما با بالا گرفتن بحران و آشوب های خیابانی، این صداوسیما بود که در نخستین اظهارات شتابزده، آنها را به معترضان انتخابات مرتبط کرد تا بهانه واکنش های احساسی بعدی برای دستگاه های دیگر به وجود بیاید.
این اقدامات عجولانه و سبک، موجب نابودی اعتماد عمومی مردم به رسانه ای شد که با پول و مالیات آنها فعالیت می کند.
ولی گویی این رویه با تمام هزینه های گزافی که برای نظام و مردم کشورمان داشت، قصد تمام شدن ندارد و متولیان سازمان صداوسیما علاقه شدیدی به قضاوت یک طرفه دارند.
این حس یک جانبه نگری نیز برگرفته از انتقاد تند، صریح و بجای خطیب جمعه تهران که دلیل بی اعتمادی مردم را فعالیت صداوسیما اعلام کرد، تشدید شد تا از بخش خبری ساعت 21 شبکه یک و پس از آن، در تمامی بخش های خبری شبانگاهی، تلویزیون اتهام سازی جدیدی علیه مردم انجام دهد.
صداوسیما به جای انتشار تصاویر انداخته شدن دو گاز اشک آور میان مردمی که به محوطه اصلی نمازجمعه راه داده نشده بودند، تصاویر مبهمی از یک درگیری را در اطراف دانشگاه نشان می داد که به نظر می رسد هیچ ربطی به تصاویر نمازجمعه مذکور نداشته باشد.
این تصویر، واکنش تند مردم نسبت به یک عکاس آماتور بود که بر روی دکه روزنامه فروشی حضور داشت و مردم قصد پایین آوردن او را داشتند.
اما نکته جالب این که زاویه قرار گیری دوربین و تصویر نسبت به خیابان و محلی که دکه روزنامه فروشی قرار داشت به قدری بلند بود که یک ساختمان چند طبقه را در بخش شمالی خیابان انقلاب در ذهن متبادر می کرد.
کسانی که با فضای اطراف دانشگاه تهران و به خصوص خیابان انقلاب آشنا هستند، می دانند در بخش شمالی خیابان انقلاب که دانشگاه تهران قرار دارد، هیچ ساختمان بلندی وجود ندارد و تنها ساختمان بلندی که در نزدیکی چهارراه قدس و انقلاب است، به دلیل درختان بسیار زیاد مقابل آن، ارزشی برای تصویربرداری ندارد.
حالا سوال اینجاست: تصویر پخش شده برای تهییج عامه مردم و بهانه تراشی برای خشونت در حاشیه نمازجمعه، مربوط به چه حادثه یا رویداد دیگری بوده که به حاشیه های نمازجمعه وصل شده است؟
تلاش صداوسیما در حاشیه ای خواندن پایان نمازجمعه حتی به سوء استفاده از بیانیه آیت الله مکارم شیرازی هم منجر می شود، به حدی که تصاویر افراد عادی و مردم عامی جامعه به بهانه برشمرده روی این بیانیه قرار گرفته و پخش می شود.
البته جالب است که صداوسیما با این همه امکانات فنی و تصویری، برای جور کردن بهانه اتهام های خود به پخش تصاویر آماتوری موبایل های مردمی که روی شبکه های جهانی مانند یوتیوب قرار گرفته، اقدام می کند و جای سوال است که اگر این نمازجمعه فرقی با دیگر نمازهای جمعه در کشورمان ندارد، چه دلیلی دارد که پوشش مناسبی برای آن صورت نگیرد؟
پخش تصاویر دختران و پسران جوان که با لباس های متنوع و حتی با تیپ غربی در این مراسم شرکت کرده بودند، دلیلی بر اتهام سازی های متولیان صداوسیما می شود؟
به نظر می رسد سنت نبوی، رفتار علوی و فقه جعفری در رفتار و کردار اتهام سازان دیده نمی شود و اینان به مانند دکان داری، انحصار همه چیز را مختص به گروهی خاص می دانند.
آیا نمازجمعه ای که با حضورصدهاهزار جوان و چهره های گوناگون برگزار شود، آبروی نظام اسلامی نیست؟
آیا حضور در یک مراسم سیاسی و عبادی که در طول 30 سال گذشته پایگاه واکنش های مردمی نسبت به رویدادهای روز جامعه بوده، حالا برای اقلیت خاصی این تعریف را دارد؟
به نظر نمی رسد درگاه بلندمرتبه و عظیم خداوند از پذیرش قدم های هر انسانی که مصلای جمعه را به محلی برای بیان احقاق حق خود انتخاب می کند، منعی داشته باشد، که اگر کسی چنین تصوری داشته باشد، در صفت رحمان و رحیم و منتقم بودن خداوند شک دارد و این گناهی بس عظیم است!
اما چقدر جالب است که درهای آسمان به روی بندگان خدا باز است، اما برخی بندگانش با انتشار تصاویر نماز خواندن با کفش توسط یک جوان یا نشان دادن تصاویر متعدد از نماز خواندن هزاران زن و مرد در کنار هم، با تمسخر بر آنها خرده می گیرند؟
بد نیست دوستان به این نکته جواب دهند که در طول 30 سال گذشته، به رغم هزاران کانال ارتباطی و شبکه های رادیو و تلویزیونی در کشور و میلیاردها تومان بودجه ترویج فرهنگی و مذهبی، این شکست برای بخش های دولتی مروج فرهنگ و مذهب نیست که جوانی با کفش نماز بخواند؟!
حجت الاسلام تقوی که روز جمعه اعلام کرد، 1500 خدمتگزار در نمازجمعه تهران خدمت می کردند، باید بگوید چرا در خیابان قدس که مهمترین واسطه بین دانشگاه و بیرون آن است، حداقل چند راهنما برای تنظیم خطوط پاک شده نماز بر کف خیابان وجود نداشت که جمعیت زنان و مردان به ناچار در کنار یکدیگر نمازجمعه را برگزار کردند؟ ( البته حجت السلام تقوی فراموش کرده اند که ستاد نمازجمعه تهران در دهه 60 بیش از 2500 نیروی ثابت و 1500 نیروی متغیر هفتگی داشت که بزرگترین جمع مردمی و غیر دولتی را در برگزاری این نماز تشکیل داده بودند و به دلیل سیاست های اشتباه، این ستاد در سال های 70 تا حال حاضر نفرات جمعی آن از 4000 نفر به 1500 نفر رسیده است، به حدی که برگزاری نمازهای مهمی مانند عید فطر به نیروهای نظامی سپرده می شود!)
ای کاش دوستان حداقل آبروداری می کردند و به وظیفه شرعی پایبند بودند و باعث زیر سوال رفتن اقدامات فرهنگی و مذهبی در چهار سال گذشته و حتی سی سال گذشته نمی شدند.
به راستی ما که ادعای ام القراء بودن در جامعه اسلامی را داریم، پسندیده است اینگونه با آبروی شهروندان خود به جرم جهل در قواعد و مسایل دینی برخورد کنیم؟
آیا جهل در مساله شرعی و قواعد عبادت های دینی مستلزم تمسخر است یا تفکر بر اقدامات خودمان؟
به واقع با این فرهنگ و ریشه های اصیل مذهبی در مردم کشورمان، چه رفتاری شده که حالا نسل سومی آنها با کفش نماز می خواند؟
ای کاش جمعه صداوسیما رسانه ملت ایران بود تا یک گروه سیاسی، تا بی نظیرترین تصاویر جالب و ممکن را از حضور اقشار مختلف مردم با سجاده های نمازجمعه را به تصویر می کشید، تا این تصاویر بر غرور فرهنگی و مذهبی مردم تاثیر گذاشته و ستون های دینمداری مردم را تقویت کند.
فرصتی که به مانند دیگر فرصت ها از کف متولیان مدعی دینداری در صداوسیما پرید تا ثابت کند، بین متعرضان به صفوف نمازجمعه با گاز اشک آور و اتهام سازان تصویری علیه مردم، هیچ فاصله ای نیست!


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home