يك بازي هماهنگ شده؟
اعتماد ملي
تنها يك روز پس از آنكه مهدي كروبي نامه خود را به هاشميرفسنجاني منتشر و نسبت به برخي اتفاقات در بازداشتگاهها اشاره و ابراز نگراني كرد، برخي افراد و رسانههاي حامي محمود احمدينژاد، خط تخريب كروبي را براي پاك كردن آنچه او به آنها اشاره كرده بود،آغاز كردند.
مهدي كروبي در نامه خود به هاشميرفسنجاني از اتفاقات دور از شأني نام برده بود كه بر سر دختران و پسران افتاد. پايگاه اينترنتي رجانيوز، بدون پرداختن به آنچه كه در بازداشتگاهها رخ داده است، نامه كروبي را مشابه «نامهها و مواضع گروهك منافقان به سركردگي مسعود رجوي در اوايل انقلاب» دانست.
وي تاكيد كرد كه كروبي در نامه خود خطاب به هاشمي، «به همصدايي با اپوزيسيون خارج از كشور و اغتشاشگران» پرداخته و «نظام جمهورياسلامي ايران را با نظام شاهنشاهي و ديكتاتوري» مقايسه كرده است. البته اين سايت اينترنتي كه چنين مطالبي را منتشر كرده، تلاش نموده است در جاي جاي اين نوشته، عصبانيت خود را از كروبي و آنچه كه او به آنها اشاره كرده است، با الفاظي مانند «دبير شكستخورده»، «وي كه مبالغي كلان از شهرام جزايري» اخذ كرده است، نشان دهد.
همپاي اين نوشته، روزنامه ايران نيز كه ارگان رسمي دولت است، با انعكاس همين يادداشت و اتهامات، بدون آنكه به اصل اتفاقات و پرداختن به آنچه روي داده بپردازند، نامه كروبي را «توهمآميز» دانست كه «مدعي تجاوز بازجوها به دختران و پسران جوان در زندان شد.» با اين حال هيچيك از آنها تلاش نكردند به اصل ماجرا بپردازند و صحتوسقم آنچه را كه كروبي بيان كرده بود،جويا شوند. چنانكه حتي برخي در زماني كه دانشجويان در تعطيلات تابستاني به سر ميبرند، تلاش كردند با انتشار «نامه سرگشاده انجمن اسلامي 10 دانشگاه به مهدي كروبي» اصل واقعه را نديده بگيرند و زير بار اتهامات جديد به مهدي كروبي، صورت مساله را پاك كنند. آنها در ابتدا مدعي شدند كه كروبي اين نامه را خود ننگاشته و ديگران «نگاشتهاند» و بعد مدعي شدهاند كه اين «يك بازي هماهنگشده» بين كروبي و هاشمي است و ذيل همين ادعا ناگهان پرسيدهاند كه چرا نامه به هاشميرفسنجاني نوشته شده است مگر شما قبل از انتخابات به آقاي هاشمي يك نامه سرگشاده ننوشتهايد و به او اعتراض نكرديد كه اموال دانشگاه آزاد صرف تخريب شما ميشود؟
«انجمن اسلامي 10 دانشگاه» در ادامه نامه خود ناگهان به صحراي كربلا ميزند و به تحليل اينكه چرا كروبي در انتخابات رياستجمهوري سال 84 حدود 5 ميليون راي آورده و اكنون نياورده ميپردازد، بياينكه اشاره كند در بازداشتگاهها چه ميگذرد. اينچنين است كه آنها وضعيتي را كه كروبي توصيف كرده، يك «وضعيت خيالي» ميخوانند.
البته ماجرا آنگاه جالبتر ميشود كه ناگهان حاميان محمود احمدينژاد به ياد طرح «اختلافات در حزب اعتمادملي» ميافتند يا بر آن ميشوند براي آنكه ذهن افكار عمومي را از آنچه كروبي مطرح كرده است، سخنان واهي از «اعترافات تكاندهنده يك عضو حزب اعتماد ملي» به ميان بياورند و با آسمان و ريسمان بافتن، بدون آنكه حرف روشن و واضحي بزنند، تلاش كنند مطابق معمول «پروندهسازي» كنند كه «يكي از اعضاي حزب اعتمادملي كه مسووليت قابل توجهي در اين حزب به عهده داشته و در جريان آشوبهاي اخير دستگير شده، در اعترافات تكاندهنده خود، علاوه بر اعتراف به اقدامات ساختارشكنانه و ضدامنيت ملي، به برخي مسائل و ارتباطات تكاندهنده غيراخلاقي و غيرانساني هم اعتراف كرده است.» اين درحالي است كه اعضاي حزب اعتمادملي، با اين تعريف «مسووليت قابل توجهي در اين حزب به عهده دارند» بازداشت نشدهاند. از ديگر سو تندروها براي اينكه تنها نمانند، تلاش كردند اظهارات دو نفر از اعضاي موتلفه را نيز ضميمه سناريو خود كنند تا براي خود «يار» جمع كرده باشند. اما اين اتفاق آنطور كه آنان ميخواهند رخ نميدهد. چرا كه كاظم انبارلويي سردبير رسالت تاكيد ميكند كه «ادعاهايي كه در روزنامه كروبي ذكر شده است بايد از طريق قانوني مورد رسيدگي قرار بگيرد.» با اين حال آنها براي سناريوي خود نيز پاياني را به تصوير كشيدهاند. روزنامه ايران ناراحت و متعجب است كه چرا «تاكنون خبري از واكنش مقامات قضايي و مدعيالعموم» نيست و روزنامه كيهان نيز در ستون تلفني خود تاكيد كرده است: «چرا مدعيالعموم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در برابر تشويق اذهان عمومي و پخش شايعات و اخبار دشمن شاد كن برخي از مطبوعات مثل اعتماد ملي... برخورد قانوني نميكنند.» اين در حالي است كه تمام آنها چشم خود را بر اصل ماجرا و سوالي كه كروبي از هاشميرفسنجاني پرسيده بود، بستند و حاضر نشدند در اينباره يك توضيح كوتاه بدهند.
مهدي كروبي در نامه خود به هاشميرفسنجاني از اتفاقات دور از شأني نام برده بود كه بر سر دختران و پسران افتاد. پايگاه اينترنتي رجانيوز، بدون پرداختن به آنچه كه در بازداشتگاهها رخ داده است، نامه كروبي را مشابه «نامهها و مواضع گروهك منافقان به سركردگي مسعود رجوي در اوايل انقلاب» دانست.
وي تاكيد كرد كه كروبي در نامه خود خطاب به هاشمي، «به همصدايي با اپوزيسيون خارج از كشور و اغتشاشگران» پرداخته و «نظام جمهورياسلامي ايران را با نظام شاهنشاهي و ديكتاتوري» مقايسه كرده است. البته اين سايت اينترنتي كه چنين مطالبي را منتشر كرده، تلاش نموده است در جاي جاي اين نوشته، عصبانيت خود را از كروبي و آنچه كه او به آنها اشاره كرده است، با الفاظي مانند «دبير شكستخورده»، «وي كه مبالغي كلان از شهرام جزايري» اخذ كرده است، نشان دهد.
همپاي اين نوشته، روزنامه ايران نيز كه ارگان رسمي دولت است، با انعكاس همين يادداشت و اتهامات، بدون آنكه به اصل اتفاقات و پرداختن به آنچه روي داده بپردازند، نامه كروبي را «توهمآميز» دانست كه «مدعي تجاوز بازجوها به دختران و پسران جوان در زندان شد.» با اين حال هيچيك از آنها تلاش نكردند به اصل ماجرا بپردازند و صحتوسقم آنچه را كه كروبي بيان كرده بود،جويا شوند. چنانكه حتي برخي در زماني كه دانشجويان در تعطيلات تابستاني به سر ميبرند، تلاش كردند با انتشار «نامه سرگشاده انجمن اسلامي 10 دانشگاه به مهدي كروبي» اصل واقعه را نديده بگيرند و زير بار اتهامات جديد به مهدي كروبي، صورت مساله را پاك كنند. آنها در ابتدا مدعي شدند كه كروبي اين نامه را خود ننگاشته و ديگران «نگاشتهاند» و بعد مدعي شدهاند كه اين «يك بازي هماهنگشده» بين كروبي و هاشمي است و ذيل همين ادعا ناگهان پرسيدهاند كه چرا نامه به هاشميرفسنجاني نوشته شده است مگر شما قبل از انتخابات به آقاي هاشمي يك نامه سرگشاده ننوشتهايد و به او اعتراض نكرديد كه اموال دانشگاه آزاد صرف تخريب شما ميشود؟
«انجمن اسلامي 10 دانشگاه» در ادامه نامه خود ناگهان به صحراي كربلا ميزند و به تحليل اينكه چرا كروبي در انتخابات رياستجمهوري سال 84 حدود 5 ميليون راي آورده و اكنون نياورده ميپردازد، بياينكه اشاره كند در بازداشتگاهها چه ميگذرد. اينچنين است كه آنها وضعيتي را كه كروبي توصيف كرده، يك «وضعيت خيالي» ميخوانند.
البته ماجرا آنگاه جالبتر ميشود كه ناگهان حاميان محمود احمدينژاد به ياد طرح «اختلافات در حزب اعتمادملي» ميافتند يا بر آن ميشوند براي آنكه ذهن افكار عمومي را از آنچه كروبي مطرح كرده است، سخنان واهي از «اعترافات تكاندهنده يك عضو حزب اعتماد ملي» به ميان بياورند و با آسمان و ريسمان بافتن، بدون آنكه حرف روشن و واضحي بزنند، تلاش كنند مطابق معمول «پروندهسازي» كنند كه «يكي از اعضاي حزب اعتمادملي كه مسووليت قابل توجهي در اين حزب به عهده داشته و در جريان آشوبهاي اخير دستگير شده، در اعترافات تكاندهنده خود، علاوه بر اعتراف به اقدامات ساختارشكنانه و ضدامنيت ملي، به برخي مسائل و ارتباطات تكاندهنده غيراخلاقي و غيرانساني هم اعتراف كرده است.» اين درحالي است كه اعضاي حزب اعتمادملي، با اين تعريف «مسووليت قابل توجهي در اين حزب به عهده دارند» بازداشت نشدهاند. از ديگر سو تندروها براي اينكه تنها نمانند، تلاش كردند اظهارات دو نفر از اعضاي موتلفه را نيز ضميمه سناريو خود كنند تا براي خود «يار» جمع كرده باشند. اما اين اتفاق آنطور كه آنان ميخواهند رخ نميدهد. چرا كه كاظم انبارلويي سردبير رسالت تاكيد ميكند كه «ادعاهايي كه در روزنامه كروبي ذكر شده است بايد از طريق قانوني مورد رسيدگي قرار بگيرد.» با اين حال آنها براي سناريوي خود نيز پاياني را به تصوير كشيدهاند. روزنامه ايران ناراحت و متعجب است كه چرا «تاكنون خبري از واكنش مقامات قضايي و مدعيالعموم» نيست و روزنامه كيهان نيز در ستون تلفني خود تاكيد كرده است: «چرا مدعيالعموم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در برابر تشويق اذهان عمومي و پخش شايعات و اخبار دشمن شاد كن برخي از مطبوعات مثل اعتماد ملي... برخورد قانوني نميكنند.» اين در حالي است كه تمام آنها چشم خود را بر اصل ماجرا و سوالي كه كروبي از هاشميرفسنجاني پرسيده بود، بستند و حاضر نشدند در اينباره يك توضيح كوتاه بدهند.


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home