احمد خاتمي در واكنش به نامه محققداماد: نگفتم معترضان محاربند
دفتر سيداحمد خاتمي، امام جمعه موقت تهران، به بخشي از نامه مصطفي محققداماد خطاب به رئيس قوه قضائيه واكنش نشان داد. محققداماد در اين نامه با اشاره به پايان دومين دوره پنجساله مسووليتهاشمي شاهرودي در دستگاه قضايي كشور، به انتقاد از وضع موجود پرداخته بود. در بخشي از اين نامه آمده است: «شگفتا! كار قوه قضائيه به جايي رسيده كه از يكسو توسط ائمه جمعه موقت توصيه به بيرحمي شود و حديث لادين لمن لارحم له را فراموش كنند.» از آنجا كه اين عبارت در نامه محققداماد اشاره به خطبههاي احمد خاتمي در نماز جمعه مورخ 2 مرداد دارد، دفتر وي توضيحاتي به اين شرح منتشر كرد:
1- ايشان در خطبه دوم نماز جمعه تهران مورخ 2/ مرداد/1388 گفتهاند: «اغتشاشات؛ تخريبها؛ آتش زدن مساجد؛ آتش زدن اتوبوسها؛ تخريب امكانات مردم؛ ايجاد ناامني و وحشت و اذيت و آزار مردم از ديدگاه فقه ما دو عنوان دارد يكي عنوان بغي؛ يعني هر كس خروج كند عليه نظام اسلامي، اين فرمايش شيخ طوسي است. عنوان دوم محاربه است. مرحوم محقق ميگويد هر كس مسلحانه به جنگ با مردم بيايد چه با سلاح سرد چه با سلاح گرم محارب است و اسلام اشد مجازات را براي محاربين پيشنهاد كرده است. براين اساس من از قوه قضائيه در هفته قوه قضائيه ميخواهم با سران اغتشاش كه سر در آخور آمريكا و اسرائيل دارند قاطعانه و بيرحمانه برخورد كند تا مايه عبرت براي همگان باشد...» همانطور كه ملاحظه ميفرماييد روي سخن ايشان با سران اغتشاش و محاربين و بغات است. در قرآن كريم سوره مائده آيه 33 آمده است: «انما جزاوالذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الارض فسادا ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلف او ينفوا من الارض ذلك لهم خزي في الدنيا و لهم في الاخره عذاب عظيم.» «كيفر كساني كه با خدا و رسول او ميجنگند و در زمين به فساد و تبهكاري ميپردازند (با اسلحه سرد يا گرم به منظور ترساندن و سلب امنيت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر ميشوند) اين است كه كشته شوند يا به دار آويخته گردند يا دستها و پاهايشان(چهار انگشت يك دست با چهار انگشت يك پا) خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين براي آنها خفت و خواري در دنياست و آنان را در آخرت عذابي بزرگ است.» آنچه آيتالله خاتمي گفتهاند برگرفته از اين آيه شريفه است كه در آن سخن از اعدام و... كه اشد مجازات است آمده. بنابراين انصاف در كلام اقتضا ميكرد كه آقاي دكتر محقق داماد ميفرمودند آقاي خاتمي راجع به اين گروه توصيه به بيرحمي كردهاند نه به طور مطلق؛ مجددا متذكر ميشويم توصيه ايشان براي برخورد با محاربين و بغات برگرفته از قرآن بوده و ايشان به اين دعوت افتخار مينمايند.
2-اين موضوع تنها توصيه قرآن مجيد نسبت به محاربين نيست؛ قرآن مجيد نسبت به مطلق كساني كه حد الهي در مورد آنان اجرا ميشود نيز همين توصيه را دارد و سفارش كرده از رحم و عطوفت نابجا در اين مورد پرهيز شود. در سوره مباركه نور آيه 2 در مورد اجراي حد براي زانيه و زاني آمده است: «الزانيه و الزاني فاجلد و اكل و حد منهما مائه و لا تاخذكم بهما رافه في دين الله ان كنتم تومنون بالله و اليوم الاخر و ليشهد عذابهماطائفه من المومنين.» «به هر يك از زن زناكار و مرد زناكار(در جايي كه همسر نداشته و محرم يكديگر نباشند و زناي به عنف و كافر با زن مسلمان نباشد) صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد مبادا شما را در اجراي دين خدا به حال آن دو رحمت و عطوفت گيرد و بايد بر سر عذاب آن دو گروهي از مومنان حاضر شوند.»
3-آقاي دكتر محقق داماد به حديث(لادين لمن لارحم له) استناد نمودهاند در اين مجال قصد بررسي سند حديث مذكور را نداريم اما دلالت حديث قابل دفاع است بايد ديد مصداق كسي كه رحم ندارد دين ندارد كجاست؟ آيا نسبت به محاربين و بغات است؟ آيا نسبت به زاني و زانيه است؟ اينها كه در تعارض با قرآن مجيد ميباشند. بنابراين جمع اين روايت و آن دو آيه و دهها آيه ديگر آن است كه: «آنجا كه جاي رحم است، اگر كسي رحم نكند بيدين است و آنجايي كه جاي قاطعيت و اجراي بيرحمانه مجازات اسلامي است بايد به اجراي آن پرداخت.»
4- ايشان در نمازجمعه مورخ 2 / مرداد/ 1388 مجددا به توضيح صحبتهايشان در خطبه قبلي پرداختند و تصريح نمودند كه: «... برخي از مطبوعات دروغگوي غربي از جانب بنده تيتر كردهاند معترضان به نظام محاربند در حالي كه من نگفتم معترضان محاربند بلكه گفتم آنهايي كه آدم ميكشند و با سلاح به جان ملت ميافتند محارب هستند و بايد با آنها برخورد شود ما هرگز معترضان را محارب و ياغي نميدانيم و تنها آنهايي كه زير مجموعه محارب و ياغي هستند و جنايتشان در حد بالا و گسترده است بايد به اشد مجازات برسند كه تشخيص آن بر عهده قاضي است.»
5-از آقاي دكتر محقق داماد كه از بيت رفيع دانش و فقاهت ميباشند و خود برخوردار از فضل و دانش حوزوي هستند انتظار ميرود كه پاسدار احكام دين بوده و بيش از همه در اين عرصه دل بسوزانند و در رخدادهاي اخير هم مانند ديگر قضايا خواستار اجراي دقيق احكام دين باشند. معتقديم آنان كه بيگناه بودهاند بايد مورد دلجويي و عطوفت قرار گيرند و آسيبهايي را كه تحمل نمودهاند نيز جبران شود و گروهي هم كه مرتكب تخلفات قابل عفو شدهاند نيز با رأفت اسلامي با آنان رفتار شود اما افرادي كه امنيت جامعه را به خطر انداختهاند و مباشر ناامني، قتل، جرح و امثال آن بودهاند يا سبب اقواي از مباشر هستند بايد به اشد مجازات برسند تا مايه عبرت ديگران گردد كه:
ترحم بر پلنگ تيز دندان
ستمكاري بود بر گوسفندان
ايشان در جايگاه خطابه جمعه به همين سخن كلي اكتفا نمودهاند و وارد جزئيات نشدهاند كه جايگاه آن در خطابه نيست وتعيين آن برعهده دستگاه قضايي است.
6- ايشان بارها گفتهاند كه ما در عرصه مهر و خشم بايد تخلق به اخلاق الهي داشته باشيم كه در دعاي افتتاح آمده است: «وايقنت انك انت ارحم الراحمين في موضع العفو و الرحمه و اشد المعاقبين في موضع اتكال و النقمه» «اي خداي مهربان يقين دارم در جاي رحم، رحم كنندهتريني و در جاي مجازات شديدترين مجازاتها را داري» و سيره پيامبر اكرم(ص) و مولا امام علي(ع) گوياي اين است كه اينچنين عمل ميكردند، نظام اسلامي هم كه اين افتخار را دارد به صراحت اعلام ميكند كه ميخواهيم در سمت و سوي آن منش و روش حركت كنيم بايد چنين عمل كند. متذكر ميشويم در نامه جناب آقاي دكتر محقق داماد موارد نقد بيش از اين است، اما در اين چند سطر تنها به بخشي كه تعريض به سخنان آيتالله خاتمي بود پاسخ داده شد. در پايان توفيق همگان را در جهت تبيين احكام حياتبخش اسلام و اجراي آن از خداوند خواستاريم.
1- ايشان در خطبه دوم نماز جمعه تهران مورخ 2/ مرداد/1388 گفتهاند: «اغتشاشات؛ تخريبها؛ آتش زدن مساجد؛ آتش زدن اتوبوسها؛ تخريب امكانات مردم؛ ايجاد ناامني و وحشت و اذيت و آزار مردم از ديدگاه فقه ما دو عنوان دارد يكي عنوان بغي؛ يعني هر كس خروج كند عليه نظام اسلامي، اين فرمايش شيخ طوسي است. عنوان دوم محاربه است. مرحوم محقق ميگويد هر كس مسلحانه به جنگ با مردم بيايد چه با سلاح سرد چه با سلاح گرم محارب است و اسلام اشد مجازات را براي محاربين پيشنهاد كرده است. براين اساس من از قوه قضائيه در هفته قوه قضائيه ميخواهم با سران اغتشاش كه سر در آخور آمريكا و اسرائيل دارند قاطعانه و بيرحمانه برخورد كند تا مايه عبرت براي همگان باشد...» همانطور كه ملاحظه ميفرماييد روي سخن ايشان با سران اغتشاش و محاربين و بغات است. در قرآن كريم سوره مائده آيه 33 آمده است: «انما جزاوالذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الارض فسادا ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلف او ينفوا من الارض ذلك لهم خزي في الدنيا و لهم في الاخره عذاب عظيم.» «كيفر كساني كه با خدا و رسول او ميجنگند و در زمين به فساد و تبهكاري ميپردازند (با اسلحه سرد يا گرم به منظور ترساندن و سلب امنيت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر ميشوند) اين است كه كشته شوند يا به دار آويخته گردند يا دستها و پاهايشان(چهار انگشت يك دست با چهار انگشت يك پا) خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين براي آنها خفت و خواري در دنياست و آنان را در آخرت عذابي بزرگ است.» آنچه آيتالله خاتمي گفتهاند برگرفته از اين آيه شريفه است كه در آن سخن از اعدام و... كه اشد مجازات است آمده. بنابراين انصاف در كلام اقتضا ميكرد كه آقاي دكتر محقق داماد ميفرمودند آقاي خاتمي راجع به اين گروه توصيه به بيرحمي كردهاند نه به طور مطلق؛ مجددا متذكر ميشويم توصيه ايشان براي برخورد با محاربين و بغات برگرفته از قرآن بوده و ايشان به اين دعوت افتخار مينمايند.
2-اين موضوع تنها توصيه قرآن مجيد نسبت به محاربين نيست؛ قرآن مجيد نسبت به مطلق كساني كه حد الهي در مورد آنان اجرا ميشود نيز همين توصيه را دارد و سفارش كرده از رحم و عطوفت نابجا در اين مورد پرهيز شود. در سوره مباركه نور آيه 2 در مورد اجراي حد براي زانيه و زاني آمده است: «الزانيه و الزاني فاجلد و اكل و حد منهما مائه و لا تاخذكم بهما رافه في دين الله ان كنتم تومنون بالله و اليوم الاخر و ليشهد عذابهماطائفه من المومنين.» «به هر يك از زن زناكار و مرد زناكار(در جايي كه همسر نداشته و محرم يكديگر نباشند و زناي به عنف و كافر با زن مسلمان نباشد) صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد مبادا شما را در اجراي دين خدا به حال آن دو رحمت و عطوفت گيرد و بايد بر سر عذاب آن دو گروهي از مومنان حاضر شوند.»
3-آقاي دكتر محقق داماد به حديث(لادين لمن لارحم له) استناد نمودهاند در اين مجال قصد بررسي سند حديث مذكور را نداريم اما دلالت حديث قابل دفاع است بايد ديد مصداق كسي كه رحم ندارد دين ندارد كجاست؟ آيا نسبت به محاربين و بغات است؟ آيا نسبت به زاني و زانيه است؟ اينها كه در تعارض با قرآن مجيد ميباشند. بنابراين جمع اين روايت و آن دو آيه و دهها آيه ديگر آن است كه: «آنجا كه جاي رحم است، اگر كسي رحم نكند بيدين است و آنجايي كه جاي قاطعيت و اجراي بيرحمانه مجازات اسلامي است بايد به اجراي آن پرداخت.»
4- ايشان در نمازجمعه مورخ 2 / مرداد/ 1388 مجددا به توضيح صحبتهايشان در خطبه قبلي پرداختند و تصريح نمودند كه: «... برخي از مطبوعات دروغگوي غربي از جانب بنده تيتر كردهاند معترضان به نظام محاربند در حالي كه من نگفتم معترضان محاربند بلكه گفتم آنهايي كه آدم ميكشند و با سلاح به جان ملت ميافتند محارب هستند و بايد با آنها برخورد شود ما هرگز معترضان را محارب و ياغي نميدانيم و تنها آنهايي كه زير مجموعه محارب و ياغي هستند و جنايتشان در حد بالا و گسترده است بايد به اشد مجازات برسند كه تشخيص آن بر عهده قاضي است.»
5-از آقاي دكتر محقق داماد كه از بيت رفيع دانش و فقاهت ميباشند و خود برخوردار از فضل و دانش حوزوي هستند انتظار ميرود كه پاسدار احكام دين بوده و بيش از همه در اين عرصه دل بسوزانند و در رخدادهاي اخير هم مانند ديگر قضايا خواستار اجراي دقيق احكام دين باشند. معتقديم آنان كه بيگناه بودهاند بايد مورد دلجويي و عطوفت قرار گيرند و آسيبهايي را كه تحمل نمودهاند نيز جبران شود و گروهي هم كه مرتكب تخلفات قابل عفو شدهاند نيز با رأفت اسلامي با آنان رفتار شود اما افرادي كه امنيت جامعه را به خطر انداختهاند و مباشر ناامني، قتل، جرح و امثال آن بودهاند يا سبب اقواي از مباشر هستند بايد به اشد مجازات برسند تا مايه عبرت ديگران گردد كه:
ترحم بر پلنگ تيز دندان
ستمكاري بود بر گوسفندان
ايشان در جايگاه خطابه جمعه به همين سخن كلي اكتفا نمودهاند و وارد جزئيات نشدهاند كه جايگاه آن در خطابه نيست وتعيين آن برعهده دستگاه قضايي است.
6- ايشان بارها گفتهاند كه ما در عرصه مهر و خشم بايد تخلق به اخلاق الهي داشته باشيم كه در دعاي افتتاح آمده است: «وايقنت انك انت ارحم الراحمين في موضع العفو و الرحمه و اشد المعاقبين في موضع اتكال و النقمه» «اي خداي مهربان يقين دارم در جاي رحم، رحم كنندهتريني و در جاي مجازات شديدترين مجازاتها را داري» و سيره پيامبر اكرم(ص) و مولا امام علي(ع) گوياي اين است كه اينچنين عمل ميكردند، نظام اسلامي هم كه اين افتخار را دارد به صراحت اعلام ميكند كه ميخواهيم در سمت و سوي آن منش و روش حركت كنيم بايد چنين عمل كند. متذكر ميشويم در نامه جناب آقاي دكتر محقق داماد موارد نقد بيش از اين است، اما در اين چند سطر تنها به بخشي كه تعريض به سخنان آيتالله خاتمي بود پاسخ داده شد. در پايان توفيق همگان را در جهت تبيين احكام حياتبخش اسلام و اجراي آن از خداوند خواستاريم.


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home