خسی به نام سلیمان

دیکتاتور ، من دشمن تو نیستم ، انکار توام

Friday, August 7, 2009

اتهام يا اسم رمز؟

براندازي نرم، کودتاي مخملي و واژه‌هايي از اين دست اين روزها در گفته‌ها و نوشته‌هاي برخي افراد و جريان‌ها بسيار ديده و شنيده مي‌شود و تمام دستگاه تبليغاتي خود را به کار انداخته‌اند تا اصلاح‌طلبان را متهم به براندازي نرم يا مخملي كنند. براندازي نرم همانطور که پيداست از دو واژه ترکيب يافته. واژه نرم در مقابل سخت يا خشن است و براندازي به معني تلاش براي تغييرات بنيادين در ساختار سياسي کشور تلقي مي‌شود. همانطور که کودتا به معني تغيير حکومت از سوي اقليت با ابزار خشونت‌آميز است. استفاده‌کنندگان از اين واژه‌هاي ترکيبي، بدون اينکه متوجه سخن خود باشند به يک نکته اذعان و اعتراف دارند. اينکه ابزار به کار گرفته در اين جريان و جنبش نرم و غيرخشونت‌آميز بوده وهست. جريان حاکم با اذعان به اين موضوع عملا تا اندازه زيادي خود را خلع سلاح كرده و با توجه به اينکه هيچ ادعايي مبني بر غير مسالمت آميز بودن اين جنبش ندارد به همه ناظران رسما نرم بودن آن را اعلام كرده است که اين اعتراف، برگ برنده بزرگي براي اصلاح‌طلبان است چرا که بر وصف اثبات تا اندازه زيادي وصف مجرمانه را از اين رفتار مي‌گيرد. در مورد واژه کودتاي مخملي بايد گفت که ترکيب کودتا و نرم بودن يک ترکيب کاملا متناقض است چرا که خشن بودن مهم‌ترين فاکتور در يک کودتاست و نرم بودن يک کودتا اساسا بي‌معناست و اما در مورد واژه براندازي بايد گفت اتهام زنندگان در تلاشند اينطور القا کنند که اصلاح طلبان در تلاش براي تغيير بنيادين در ساختار سياسي هستند حال آنکه در هيچ رفتار يا گفتاري از هيچ‌کدام از سران يا فعالان اصلاح‌طلب نشاني از چنين اهداف يا مطالباتي وجود ندارد. به نظر نمي‌رسد در تعبير و تفسير اين آقايان، انتقاد از رفتار سياسي حاکميت يا نهادهاي حاکميتي، درخواست اجراي قانون اساسي يا حتي غير قانوني دانستن يک دولت يا ادعاي مخدوش بودن انتخابات به معني براندازي باشد. حتي به نظر نمي‌رسد در تندترين فرض ممکن خواست تغيير قانون اساسي به معني براندازي تلقي شود(حال آنکه بارها و بارها خاتمي، موسوي و کروبي به صراحت اعلام كرده‌اند که در چارچوب قانون اساسي حرکت مي‌کنند و مطالباتي فراتر از آن ندارند). با اين استدلال ساده و قابل درک، روشن مي‌شود که اتهام زنندگان براي اثبات برانداز بودن اين جريان با مشکل زيادي مواجهند (فارغ از نرم بودن که خود به آن اعتراف کرده‌اند) و اتهام براندازي نرم و کودتاي مخملي حتي با اظهارات و دلايل مورد استناد خودشان هيچ پايه و اساسي ندارد. کما اينکه نحوه برگزاري دادگاه و مواجهه با متهمان و عدم رعايت موازين و مقررات حقوقي مثبت اين ادعاست. خلاصه بايد گفت به نظر مي‌رسد اتهام براندازي نرم و مخملي بيشتر از آنکه پشتوانه حقوقي داشته و قابل پيگيري در محاکم دادگستري باشد يک اسم رمز است. اسم رمزي براي برخورد با منتقدان و مخالفان.


حسن يونسي

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home

مير حسين موسوي مير حسين موسوي
website hit counter login