جنبش سبز بیشتر شبیه نهضت ملی شدن نفت است تا انقلاب 57
دکتر پیمان یکی از چهرههای شاخص ملی – مذهبی است و از نحله نواندیشان دینی به شمار میرود. تبار فکری او را میتوان در تداوم جریان فکری اقبال، نخشب، شریعتی و طالقانی دانست و اکنون هم جزو منتقدان قانونی جمهوری اسلامی به شمار میرود. با او دربارهی نسبت جنبش سبز با سه جنبش ملی یک قرن اخیر ایران، یعنی مشروطه و ملی شدن و انقلاب اسلامی، گفتوگو کردهایم. دیدگاه این مبارز سیاسی کهنسال اما پر انرژی درباره جنبش سبز را در ادامه میخوانید.
جنبش اعتراضی مردم ایران را عدهای به انقلاب مشروطه نزدیک میبینند. (اعتراضها در چارچوب نظام روی میدهد، پیوستن بخشی از روحانیت به مردم و گسستن بخش بزرگتری از نظام، خواست احیاء قانون اساسی و ...) عدهای نیز آن را تکرار انقلاب 57 از وجهی دیگر، ارزیابی شما در اینباره چیست؟
از این بابت که در این جنبش مردم خواهان حاکمیت قانون و مشروطه و محدود بودن حکومت در عمل به قوانین مصوب مردم (دموکراتیک) اند، بیشباهت با جنبش مشروطیت نیست، اما جنبش سبز به لحاظ هدفها و مشی بیشتر به نهضت ملی کردن صنعت نفت شبیه است تا انقلابهای مشروطیت و انقلاب بهمن 57. زیرا در هر دو جنبش احیای اصول معوق و تعطیل شده قانون اساسی، به ویژه حق حاکمیت مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد و تاسیس یک مجلس کاملا اصیل و ملی، مدنظر مردم بوده است. لازم به یادآوری است که یکی از دو ماده برنامه دولت دکتر مصدق، اصلاح قانون انتخابات است که اساس مشروطیت و حاکمیت ملی بوده، به طوری که این امر مهم بدون مداخله دولت و قدرتهای ذینفوذ، در کمال سلامت و آزادی برگزار شود. علاوه بر آن از درون مبارزه برای آزادی انتخابات و حراست از رای مردم در حمایت از آزادی انتخابات، طرح ملی کردن نفت هم به پیروزی رسید. جنبش سبز نیز بر پایه خواست مردم برای آزادی و حاکمیت ملی، یعنی اجرای حقوق اساسی مصرح در قانون اساسی ملت که در جریان مبارزات انتخابات و سپس دفاع از آراء خود پدید آمد که هدف مشابهی را دنبال میکند. اما از این بابت که میخواهد هدفهای مغفول مانده انقلاب 57 را احیا كند و به انجام برساند، در ادامه آن انقلاب محسوب میشود.
از نظر بسیاری از مردم انتخابات آزاد و آزادی احزاب و مطبوعات و آزادی عقیده و بیان، وجود یک مجلس مستقل و قدرتمند از مصاديق رکن جمهوریت است که باید احیا شود و تحقق یابد. همچنین پایبندی به ارزشهايی چون راستی و امانتداری حاکمان در رابطه با مردم و ادای مسئولیتها، رعایت اصول عدالت، مدارا و عدم خشونت و انجام تعهدات قانونی و اخلاقی هم از مظاهر رکن اسلامیت نظام است که آن هم متاسفانه به مقیاس گستردهای از سوی مسئولان حکومتی مورد بیاعتنایی قرار گرفته است. لذا همانگونه که نهضت ملی ایران در ادامهی انقلاب مشروطه و برای احیای اصول قانون اساسی به ویژه اصل عدالت و آزادی رای مردم بود، جنبش سبز نیز در ادامه همان جنبشها و به ویژه انقلاب 57 و به منظور تحقق اصل حاکمیت مردم و آزادی انتخابات است.
با توجه به شباهتی که بین نهضت ملی و جنبش سبز ترسيم كرديد، چه توصیهای برای اتحاد و انسجام بیشتر رهبران جنبش سبز از جمله آقايان کروبی و موسوی دارید تا جریان مصدق - کاشانی تکرار نشود؟
قطعا هر یک از این بزرگان، از آن رو که با تجربیات، حوادث تلخ و شیرین، فراز و نشيبها و آزمونهای دشوار، درسهای گرانبها با خود دارند تا مدد کارشان در انجام مسئولیت خطیری باشد که بر عهده گرفتهاند. هر سه رویداد بزرگ تاریخ معاصر حاوی درسهای بزرگی است که غفلت از هر یک میتواند به تکرار همان اشتباهات و شکستها و خسرانهای اجتنابناپذیر بینجامد.
سنگ اولیه راه سبز امید بر پایههای درستی استوار شده است. با توجه به ویژگیهای فراطبقاتی و فراحزبی در عمل نیز نیروهای اجتماعی و اقوام و اصناف را که نقشی مولد و مفید در توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران دارند، باید در خود جای دهد. برای این منظور رهبران و فعالان راه سبز امید باید ضمن یک تعامل فعال و گفتگوی موثر ضمن ایجاد همدلی با خواستههای کارگران، کشاورزان، پیشهوران، کسبه و تجار و همچنین اقوام مختلف ایرانی که هر یک به نوعی از تبعیضهای سیاسی، اجتماعی رنج برده و می برند، در این نکته تردیدی نگذارند که تحقق هدفهای جنبش سبز در بردارنده خواسته و حقوق اساسی برای همه مردم ایران است که جز با اتحاد و همدلی و همبستگی در یک اقدام واحد و یکپارچه تحققپذیر نیستند؛ باید نشان دهند که قدرت عبور از خطوط درونطبقاتی را دارند و بپذيرند که هیچیک از این نیروها برای دستیابی به خواستههای برحق خود به تنهایی قادر به گذر از موانع سخت کنونی نیستند. در واقع:
- رهبران جنبش باید حضوری پررنگ در میان مردم داشته باشند و برای گفتگوی مستقیم، صریح و صادقانه با مردم و همچنین با در میان گذاشتن حقایق، و ارائه راهکار برای مشکلات هیچ فرصتی را از دست ندهند.
- با توجه به نقش مراجع و همچنین در کنار مراجع، روشنفکران که در بیداری و روشنگری و حمایت از حقوق مردم نقش داشتهاند، و این نقش به خاطر محدود شدن آزادی و استقلال فکری و ارادهی درونی حوزوی در دوران بعد از انقلاب، به شدت کمرنگ شده، به همین دليل فعالان راه سبز امید میتوانند با توسعه روابط و گفتگو با محافل علمی- حوزوی، در باز کردن استقلالمداری دینی مدرسان و مجتهدان و مراجع، موثر و مفید واقع شوند.
- گفتگو و تعامل نزدیک و بیواسطه مستمر رهبران راه سبز امید با تودههای میلیونی و فعالان جنبش در سراسر کشور، آنان را از دیدگاههای انتقادی و نظریات مبتکرانه و ظرفیتها و محدودیتهای جامعه و جنبش مطلع میسازد؛ در ضمن ضرورت پاسخگويی به همگان، امکان بروز کژرفتاری و بداخلاقی و نزاعهای غیراصولی رهبران و فعالان را به حداقل میرساند و قابل کنترل میسازد.
سرانجام رهبران راه سبز امید سعه صدر و مدارای لازم را برای جذب همکاریها و ابتکارات و همفکریها برای جلوگیری از تکرویها و دسترسی به اصول و هدفي که راهبرد آن را پذیرفتهاند، از خود نشان دهند تا همه از ظرفیتهای وسیع برای نتيجه استفاده كنند.
رهبران جنبش بر مبارزه قانونی پافشاری میکنند که هدفی جز اجرای کامل قانون اساسی را ندارند. از طرفی حاکمیت نیز سرکوب اعتراضات مردمی را به استناد قانون توجیه میکند و آقايان موسوی و کروبی را به سرننهادن به قانون و دیکتاتوری متهم میکند. با توجه به این واقعیت که قانون اساسی ایران دارای تناقضات زیادی است که مهمترینشان تناقض میان حاکمیت و ولایت فقیه است، پرسش این است: کدام شیوهی مبارزه، قانونی یا مسالمتآمیز؟
مشی اصلی تمامی جنبشهای ملی معاصر ایران در انقلاب مشروطه تا امروز مدنی و مسالمتآمیز بوده است. مواردی از قهر و خشونت از سوی گروههایی از مردم در مقاطعی، همراه با عکسالعملی خارج از قاعده در برابر اعمال خشونت گسترده و سیستماتیک از سوی حاکمیتهای استبدادی و دولتهای اقتدارگرا بوده است. برای مثال، اگر محمدعلیشاه كه به یاری قزاقان روسی و حمایت دولت روسیه، مجلس شورای ملی را به توپ بست، اگر مشروطیت را تعطیل نميكرد و دهها نفر از آزادیخواهان و نمایندگان مردم را به دار نمیکشید، حرکتهای مسلحانه از سوی آزادیخواهان در گیلان و بختیاری پدید نمیآمد، و یا اگر محمدرضاشاه به یاری انگلیس و آمریکا، بر ضد دولت ملی و منتخب مردم دست به کودتا نمیزد و در سالهای بعد از آن صدها نفر از آزادیخواهان را اعدام و شکنجه نمیکرد، جنبشهای مسلحانه از سوی گروهی از مبارزان شکل نمیگرفت. اما به رغم این واکنشها، جنبش عمومی مردم به صورت مدنی و مسالمتآمیز با حضور میلیونی در میادین و خیابانها پیروزی ملت را محقق ساختند. انتقاد و اعتراض بر ضد اقدامات حکومت اگر مسالمتآمیز باشد، یکی از حقوق اساسی ملت است که در قوانین اساسی دنیا از جمله در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است. اصل 27 قانون اساسی صراحت دارد که راهپیمایی مردم اگر همراه با حمل سلاح و تخریب نباشد، آزاد است. این آزادی هیچ قید و شرطی جز همان که در اصل مزبور آمده، ندارد. پس اعتراض مسالمتآمیز حق قانونی مردم است و مردم همین مشی را برای دستیابی به حقوق خود دنبال میکنند. البته راهپیمایی یک شکل از اعتراض مسالمتآمیز است. مردم میتوانند از سایر اشکال نظیر انتشار نشریه، نوشتن مقاله، برگزاری اجتماعات مسالمت آمیز، از جمله با كمك شبکههای اینترنتی استفاده کنند. و اما اعتصاب یعنی خودداری از انجام کار به عنوان نوعی اعتراض به شرایط کار یا هر هدف مشروع دیگر همانند راهپیمایی اگر بدون خشونت و تخریب و به طور مسالمتآمیز و آرام باشد، از حقوق اساسی شناخته شده در همهی نظامهای دموکراتیک برای بیان اعتراضات مردم است.
گروهی محدود بودن جنبش به تهران و یکی دو شهر بزرگ و ریشه داشتن جنبش در طبقهی متوسط را نقطهی ضعف آن میدانند. ارزیابی شما در اینباره چیست؟
خاستگاه اولیه و پایگاه اصلی همه جنبشهای بزرگ ملی ایران از مشروطه تاکنون در درجهی اول پایتخت و چند شهر بزرگ بوده است. دلیل آن هم روشن است. تراکم بیشتر جمعیت، درصد بالای افراد تحصیلکرده در شهرهای بزرگ، وجود مراکز بزرگ آموزشی و دانشگاهها، وجود سازمانها و ادارات دولتی، وجود نشریات و روزنامههای بیشتر، کارخانهها و مراکز تولیدی و اقتصادی متعدد و متنوع و حضور نمایندگی دولتهای خارجی از اين دسته دلايلاند. رشد طبقهی متوسط و تحصیلکرده نیز در شهرهای بزرگ بیشتر است. مجموع این علل و عوامل باعث تمرکز بیشتر فعالان سیاسی و سازمانها و احزاب و سیاستمداران حرفهای و انجمنهای فرهنگی و اجتماعی در پایتخت و چند شهر بزرگ است. لذا روشن است که جنبشها در این مراکز نطفه بدهند و رشد کنند. و در صورت تداوم تدریجا به سایر شهرها نیز گسترش پیدا کنند. اما این ویژگی منحصر به ایران نیست. در سایر کشورها از جمله ممالک اروپایی و آمریکايی نیز جنبشهای سیاسی و اعتراضی ابتدا و بیشتر در پایتخت و یکی دو شهر بزرگ اتفاق میافتد و به ندرت حالت سراسری پیدا میکند. سراسری شدن یک حرکت معمولا بعد از یک دوره طولانی پایداری و کسب موقعیتهای اولیه اتفاق میافتد. البته درگیر شدن همهی قشرها و طبقات ناراضی برای پیروزی یک جنبش اهمیت زیادی دارد. فعالان و رهبران جنبش سبز باید ضمن تماس و تعامل مستقیم با قشرها و طبقات دیگر جامعه، کارگران و معلمان و نیز احترام و ارتباط میان هدفهای جنبش سبز، خواستهای صنفی و مدنی و حقوق آنان را یادآور شوند. با نشان دادن همدلی، همراهی آنها را با جنبش سبز که هدفهايی فراگیر و فراطبقاتی دارد جلب كنند.
نگاه شما به بنیان نهادن تشکیلات راه سبز امید چگونه است؟
به نظرم اصول اعلام شده به عنوان اساس تشکیلات جنبش سبز، درست و متناسب با ماهیت و هدف (فراطبقاتی و فراحزبی و فراایدئولوژیک) این جنبش است. البته انتخاب درست اصول و مدل سازماندهی یک عامل ضروری است، ولی به تنهایی موقعیت آن را تضمین نمی کند.
نگاه شما به تاثیرگذاری حوزه در این شرایط چگونه است و اینکه آیا حوزه میتواند همانند جنبش مشروطه، نهضت ملی، انقلاب بهمن 57 نقش بهسزایی را در این زمان ایفا کند؟
در دوران بعد از انقلاب 57 و با تاسی نظام جمهوری اسلامی که در آن روحانیت در راس حکومت قرار گرفت، به تدریج مدیریت اداری و منابع مالی و سازمانهای روحانیت و حوزه علوم درسی - دینی به دولت وابسته شدند و مشاغل زیادی را در پستهای مختلف اداری، سیاسی، نظامی و امنیتی اشغال کردند. روحانیت که پیش از آن نهادی مستقل از دولت و اغلب منتقد و مدافع حقوق مردم و پناهگاه مردمی بود که از ستم و تجاوز حاکمیت به آنان پناه می بردند، به یک نهاد دولتی و نیروی مسلط به قدرت تغییر مکان دادند. از آن پس بخش اصلی انتقادات و اعتراضات مردم علیه حاکمیت، مستقیما متوجه روحانیون بوده است. از این رو نفوذ اجتماعی و معنوی آنان در میان مردم نسبت به دوران پیش از انقلاب به شدت کاهش یافت. اما همه فقها و مراجع وابستگی به دولت و دفاع از حاکمیت را نپذیرفتند؛ و با حفظ استقلال سیاسی و مالی از دولت، حق اعتراض و انتقاد را برای خود نگه داشتند. بسیاری از این افراد اساسا وارد میدان سیاست نشدند و بعضی حتی به انتقاد پرداختند. با این حال هنوز جامعه به لحاظ مذهبی (نه سیاسی) با فقها و مجتهدین پیوند دارند و آنها از این بابت در میان توده دارای نفوذ کلام زیادی هستند، لذا اگر بر رویه گذشته در حمایت از مردم که حقوق اساسیشان توسط حکومت تضییع شده است ادامه دهند، مردم در پیگیری و ادامهی مطالبات خود ترغیب میشوند و با پشتوانه قویتری ایستادگی خواهند کرد. هماكنون مراجع و مجتهدین در موقعیتی نیستند که همانند دوران مشروطه و انقلاب 57 به طور موثری ایفای نقش کنند، اما اگر دوباره در مسیر استقلال از دولت گام بردارند و با خواستهای مردم همدلی نشان دهند و در این کار مداومت خرج دهند، بخشی از نفوذ سیاسی از دسترفته را باز میيابند و حضورشان جنبش مردم را مقاومتر میکند.
همانطور که مطلعید، آقای شاهرودی در قوه قضائیه مسند خودشان را به آقای صادق لاریجانی واگذار کردند. به نظر شما این انتصاب چه تاثیری بر روند اعتراضات مردمی خواهد گذاشت؟
قدرت در طبقه حاکمه ایران و از کارگزاران اصلی در هیئت حاکمه است. امیدوارم اگر قرار نیست در جهت استقلال قوه قضائیه و ممانعت از مداخله نهادهای دولتی امنیتی در وظایف این نهاد قضاوت اقدام موثری صورت گیرد، حداقل وضع از آنچه که هست، بدتر نشود و به ویرانهای که رئیس پیشین تحویل گرفتند، بازنگردد. با این وجود نباید احتمال وقوع برخی تغییرات مثبت را در واکنش به جنبش کنونی و بحرانهايی که نظام قضايی درگیر آنهاست، از نظر دور دانست و باید تاکید کنم که بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا بعد از سرکوب حرکتهای اعتراضی مردم، جهت آرامسازی دست به اصلاحاتی میزنند که به نوبهی خود پیشرفت بعدی جنبشها را سبب میشوند.
شما به عنوان یکی از چهرههای شاخص مبارزاتی در نیم قرن اخیر چه پیشنهاد و نظری برای گروههای منتقد و معترض دارید؟
توصیه به همدلی بیشتر برای دستیابی به درک مشترک و دوستی در شرایط و موقعیت کنونی، و اینکه اگر حرکت برحق مردم در کوتاهمدت به نتایج مورد انتظار نرسید، مایوس نشوند، بلکه درازمدتشدن جنبش و تحول تدریجی، فرصتی است تا جامعه و نیروهای پیشرو به پختگی و بلوغ بیشتری دست یابند و شکافها و خلاهای فکری و فرهنگی که موجب بروز تنشها و کشمکشهای فرساینده میشوند، پر شوند. توسعه سیاسی با توسعه فرهنگی همراه و متوازن پیش رود و در هرجا به تدریج و هر موقعیتی که هستند، به شبکه گسترده جنبش راه سبز امید وصل شوند و توانايیها و خلاقیتهای خود را هماهنگ با دیگران در جهت روشنگری میان مردم و اعتلای سطح حرکت و گسترش آن به درون سایر قشرها و طبقات جامعه به کار گیرند. قبل از هر چیز مطالبات خود را در سطح مطالبات عمومی و ملی این مرحله نگاه دارند.
جنبش سبز برای صیانت از آرای مردم یعنی آزادی انتخابات، آزادیهای عقیده، مطبوعات و احزاب و... حق حاکمیت مردم شکل گرفته است. این حقوق در قانون اساسی شناخته شده است و میتواند وسیعترین شکل حمایت قشرها و طبقات مردم و بخشهای دیگر از نیروهای درون حاکمیت را جلب کند، هر نوع چپروی و یا راستروی، افراط و تفریط، جنبش را از حمایت بخش مهمی از نیروها محروم میکند. آزادی انتخابات و اصالت آرای مردم در عنوان اساس مشروعیت حکومت و نظام سیاسی کشور، از اصولی است که همه جا میتوان از آن دفاع کرد.


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home